چیزی که قطعی می دانیم نحوه تعامل شهروندان با خدمات و محصولات ارائه شده توسط سازمان هایی است که مدیریت شهری را به عهده دارند این سطح از تعامل است که بر کیفیت کلی زندگی شهروندان تأثیر می گذارد چرا که مشارکت آنها به عنوان مهمترین جز از اکوسیستم شهری در تصمیم گیری ها و خط مشی گذاری های عمومی حکمرانان تأثیر می گذارند. حال این سوال پیش می آید که این اتفاق در سبک حکمرانی دیجیتال در شهرهای هوشمند به ویژه با پیشرفت های اخیر ناشی از تجاری سازی فن آوری های نوظهور چگونه رخ خواهد داد و اساس چالش های این حوزه برای ارتقاء سطح آگاهی شهروندان چیست و آیا این سبک را می توان به عنوان یک ابزار اساسی برای یک دموکراسی غیر متمرکز در نظر گرفت.
غالب سازمان های بزرگ و صاحب نام جایگاه فناوری هوش مصنوعی را در توسعه خدمات و محصولات خود درک کرده اند آنها در یک برداشت کل نگر، متوجه شده اند تحول دیجیتال و یادگیری ماشینی با هم ارتباطاتی دارند و می توانند در دستیابی به اهداف کامل تحول دیجیتال کمک کنند. یادگیری ماشینی برای سازمانی که به دنبال تحول دیجیتالی هستند ، بسیار ارزشمند است
بررسی نکات مثبت و منفی سند حکمرانی دیجیتال کشور پاکستان منتشر شده توسط وزرات خانه فن آوری اطلاعات و ارتباطات مخابراتی آن کشور ، در ادامه مطلب و در 17 بند ، موارد نقد و بررسی شده است ملاحظه بفرمایید.
هشت فن آوری مخربی که به ما می گوید قوانین برای گذشته است با قوانین در آینده نمی توان زندگی کرد؟! این جمله دقیقا بدان معنی است که بایستی به آینده توجه داشت ، در زندگی فعلی ما ، قوانینی حاکم است که خواسته یا نا خواسته تابع آنها هستیم. یکی از آن قوانین ، دانش افزایی است که به واسطه آن مهارت های لازم را جهت کسب شغل مطلوب و آتی خود به دست آوریم. اما آیا شرکت در این ضیافت اندیشه ورزی آن هم در دنیای شبه دیجیتال امروزی ، ما را واقعا واجد شرایط در آینده پیش رو می کند؟ برای پاسخ به این سوال ، فن آوری هایی را که امروز استفاده می کنیم با فن آوری هایی که در آینده بازنشستگی خود (حدود 20 سال آینده) با آنها مواجه خواهیم شد را مقایسه کنید تغییر بسیار وحشتناک خواهد بود.
در دنیای دیجیتال امروزی و در بین این همه فناوری سوال مهمی طرح می شود که " مغز متفکر مردم و حکومت ها چیست یا کیست ؟ " سوالی که ذهن را به سمت جایگاه جدیدی برای هر دو آنها می برد ، امروز مردم و حاکمیت ها در جایگاهی قرار گرفته اند که حضور همه جانبه و تعامل آنها با هم ، تحت تاثیر فناوری های دیجیتال نوظهور است ، نوعی سبک جدید زندگی و سبک جدید حکمرانی ... اما واقعیت این است که بزودی فناوری های نوظهوری چون هوش مصنوعی موجب ظهور حکومت و ملت های هوشمند خواهند شد
دولت موازی اصطلاحی است که توسط مورخ آمریکایی رابرت پاکستون برای توصیف مجموعه سازمان ها یا موسساتی که مدیریت و ساختار آنها شبیه دولت است و از این رو ایجاد شده اند اطلاق می شود ، اما به طور رسمی جزئی از دولت یا دولت قانونی نیستند. در واقع آنها برای ترویج ایدئولوژی حاکم سیاسی و اجتماعی دولت خدمت رسانی می کنند . دولت موازی با "دولت درون یک دولت" تفاوت دارد هر چند که این دو واژه در خیلی از موارد توسط سیاسیون به جای هم به کار گرفته می شوند اما فرق هایی بین آنها وجود دارد ...
اولین جمله ای که می توان گفت این است که تفاوت را نباید در فن آوری یا سیستم های به کار گرفته شده یا حتی داده های تولید شده دید بلکه باید در هدف هر یک از آن دو مقوله دید اهدافی که داده های قابل استفاده تر ، به روز تر ، دقیق تر ، کامل تر ، در دسترس تر ، مفیدتر و کم هزینه تر را ایجاد می کند.
مدیریت استمرار کسب و کار عبارت است از نوعی برنامه ریزی و آمادگی بالقوه سازمان ها ، شرکت های دولتی و خصوصی برای حفظ کارکردهای تجاری و یا از سرگیری سریع کسب و کارهای خود پس از وقوع یک فاجعه و رخداد در ابعادی که آنها توان مواجهه با طیف رخدادهای مختلف فورس ماژوری را داشته باشند مثل سیل ، زلزله ، آتش سوزی ، حملات سایبری و نمونه اخیر آن در کشور اپیدمی ویروس کرونا (کوید 19).
شهر به عنوان خدمت چیست ؟ این جمله سوالی که ترجمه نا زیبا و نا مفهوم What is City as a Service می باشد. اخیرا در ادبیات محققین و مشاورین شهرهای هوشمند زیاد به کار گرفته می شود. از این رو سعی دارم در این دست نوشته کوتاه و کاربردی این مفهوم را بررسی نموده تا برخی از ابهامات و سو برداشت های مرتبط با آن برطرف گردد. یکی از موفق ترین شهرها در شکل گیری این مفهوم نوین ، شهر هلسینکی پایتخت فلاند می باشد. آنها با راه اندازی پرتالی با همین نام helsinkiasaservice شهر خود را در عملیاتی سازی این مفهوم پیشرو نمودند.
اندیشمندان اقتصادی امپریال کالج لندن بر این نظر هستند که استقرار شبکه های پهن باند تلفن همراه همواره باعث توسعه اقتصادی می شود آنها در آخرین تحقیق خود در خصوص شبکه های نسل پنجم مخابراتی چنین اعلام کرده اند که به طور متوسط افزایش 10٪ در نسبت توسعه پهنای باند تلفن همراه در سوی اقتصادی آن منجر به افزایش 0.8٪ تولید ناخالص داخلی می شود. همان طور که می دانیم پهنای باند در مدل نامینال از شبکه های نسل چهارم مخابراتی به نسل پنجم مخابراتی چیزی حدود 100 برابر خواهد بود و این یعنی نسل پنجم شبکه های مخابراتی 5G ، حدود 8% تولید ناخالص داخلی کشورهای پیشرو در این حوزه را بیشتر خواهد کرد در این مقاله می خواهیم در خصوص صحت این ادعا و این که اساسا این مورد چگونه اتفاق خواهد افتاد بحث کنیم.