برای آنکه بانکها بتوانند ارزش پایدار ایجاد کنند و در دنیای رقابتی امروز باقی بمانند، بازسازی پشته فناوری و اولویت دادن به هوش مصنوعی اجتنابناپذیر است. ظهور فناوریهای نوآورانهای مانند هوش مصنوعی مولد (Gen AI) تحولی اساسی در ساختار فناوری ایجاد کرده و نیاز به بازنگری در زیرساختهای قدیمی را بیش از پیش نمایان ساخته است. این فناوریها، با ویژگیهای منحصربهفرد خود، راه را برای آیندهای نوین در صنعت بانکداری هموار میکنند و بانکها را به سمت تحولاتی بزرگ سوق میدهند.
تحقق وزارت خانه حکمرانی دیجیتال و اهداف پیش روپر واضح است که تحقق ساختار وزارت حکمرانی دیجیتال در عصر انقلاب صنعتی چهارم، فرصت ها، چالش ها و تأثیرات فراوانی را برای دولت ها، حاکمیت ها و خصوصا شیوه اداره امور و مملکت داری ایجاد خواهد کرد. یکی از آن تاثیرات، باز طراحی سبک اداره امور و از آن مهم تر بازسازی ساختار اقتصادی است. کلمن (2016) بر این باور است که انقلاب صنعتی چهارم تأثیر جدی ایی بر جامعه و تجارت ها ایجاد می کند چرا که به دلیل محقق شدن تحول دیجیتال در بخش تولید، محصولات و خدمات عصر انقلاب صنعتی چهارم، بسیار متفاوت تر از نمونه های قبلی است. همچنین او معتقد است که، استفاده بیش از حد از رباتیک و هوش مصنوعی، رایانه کوانتومی ، حسگرها و فناوری نانو، میزان اشتغال را به شدت کاهش می دهد و این یک چالش بزرگ برای دولت های آتی است. اما از مهمترین چالش های پیش روی دولت های آتی، کمبود مهارت و کارگران و کارمندان متخصص و آشنا با فناوری های نوظهور است، فن آوری هایی که در نتیجه انقلاب صنعتی چهارم فرصت هایی برای اشتغال برای افرادی با مهارت های مرتبط ایجاد می کند
هوش مصنوعی (AI) بهعنوان یک فناوری تحولآفرین، امروزه در بسیاری از صنایع نقش کلیدی ایفا میکند. با پیشرفتهای سریع در این حوزه، دو رویکرد اصلی به نامهای هوش مصنوعی افقی (Horizontal AI) و هوش مصنوعی عمودی (Vertical AI) پدید آمدهاند. هر یک از این رویکردها دارای ویژگیها، مزایا و محدودیتهای منحصربهفردی هستند که برای نیازهای مختلف طراحی شدهاند. در این مقاله، به بررسی تفاوتها، کاربردها و مزایای هر کدام میپردازیم تا بتوانید بهترین انتخاب را برای کسبوکار خود انجام دهید.
در دنیای پرشتاب امروزی که فناوری به سرعت در حال تحول است، نیاز به ابزارهایی که بتوانند شکاف میان تواناییهای انسانی و قدرت رباتیک را پر کنند، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. کو-باتها یا رباتهای همکار، پاسخی نوآورانه به این نیاز هستند. آنها به گونهای طراحی شدهاند که نه تنها ایمن و قابل اعتماد باشند، بلکه بتوانند در کنار انسانها کار کرده و وظایفی را انجام دهند که هم بهرهوری را افزایش دهد و هم خلاقیت انسانی را حفظ کند. اما چرا این فناوری شکل گرفت و چگونه توانسته است جایگاه خود را در دنیای مدرن پیدا کند؟
هوش مصنوعی در سالهای اخیر پیشرفتهای چشمگیری داشته است، بهطوریکه مدلهای پایهای جدید ژنراتیو تقریباً هر دو و نیم روز معرفی میشوند. با این حال، علیرغم این نوآوریهای سریع، تقریباً نیمی از مدیران ارشد فناوری اطلاعات (CIOها) گزارش میدهند که هوش مصنوعی نتوانسته است انتظارات بازگشت سرمایه (ROI) را برآورده کند. این تناقض چالشی منحصربهفرد برای سازمانها ایجاد میکند: یافتن تعادل میان هیاهو و پتانسیلهای هوش مصنوعی و واقعیت دستیابی به نتایج ملموس.این چالش در کنار فوریت موضوع، اهمیت بیشتری پیدا میکند، چرا که ۷۴٪ از مدیران عامل (CEOها) باور دارند که هوش مصنوعی تأثیر قابلتوجهی بر صنایع آنها در سال ۲۰۲۴ خواهد داشت، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۳ تنها ۵۹٪ بود. بدیهی است که درک و اجرای استراتژیهای هوش مصنوعی از هر زمان دیگری حیاتیتر شده است.
گارتنر ده روند فناوری استراتژیک را معرفی کرده است که طی سه سال آینده بر تصمیمات کسبوکارها و فناوری تأثیر خواهند گذاشت. این نوآوریها میتوانند سازمانها را در دستیابی سریعتر به اهداف تجاری خود، به ویژه در عصر تحول سریع هوش مصنوعی، یاری کنند. گارتنر توصیه میکند که تأثیرات و مزایای هر یک از این روندها ارزیابی شود تا مشخص شود کدام نوآوری یا ترکیب استراتژیک بیشترین تأثیر را بر موفقیت سازمان خواهد داشت.
تحول دیجیتال فرآیندی حیاتی برای سازمانهاست که با استفاده از مدلهای مختلف، به بهبود عملیات، افزایش نوآوری و انطباق با تغییرات فناوری کمک میکند. مدلهای تحول دیجیتال مانند مدلهای مبتنی بر افق، چارچوبهای بلوغ قابلیت، نقشه راه مرحلهای و رویکردهای چابک، هر کدام راهکاری منحصر به فرد برای مدیریت منابع، بهینهسازی فرآیندها و ایجاد فرهنگ نوآوری ارائه میدهند. انتخاب مدل مناسب، که با اهداف و منابع سازمان همسو باشد، نقش کلیدی در موفقیت تحول دیجیتال ایفا میکند و میتواند مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند.