نبرد چتجیپیتی و دیپسیک رقابت استراتژیک شرق و غرب در هوش مصنوعی است. چتجیپیتی، با حمایت مایکروسافت، بر خلاقیت و تحلیل دادههای عظیم مسلط است، درحالیکه دیپسیک، با الگوریتمهای بهینه و هزینهی پایین، تلاش دارد مدلهای غربی را به چالش بکشد. اما ایران کجای این رقابت ایستاده است؟ تحریمهای غرب، وابستگی احتمالی به چین و ضعف زیرساختها، ایران را به یک مصرفکنندهی منفعل تبدیل کردهاند. آیا میتواند با سرمایهگذاری در پردازش بومی، وارد این رقابت شود؟ یا همچنان تماشاگر باقی خواهد ماند؟
پس از تدوین سند تحول دیجیتال و مدل حکمرانی دیجیتال، گامهای اجرایی شامل ایجاد دفتر تحول دیجیتال (DTO) برای هدایت پروژهها، تعیین مالکیت و مسئولیتپذیری برای هر ابتکار، توسعه برنامههای ارتباطی و مدیریت تغییر جهت سازگاری کارکنان، و تعیین شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) برای ارزیابی پیشرفت است. همچنین، حکمرانی دیجیتال باید در تمامی جنبههای فناوری شامل دادهها، زیرساختها، امنیت سایبری، مدیریت ریسک و حریم خصوصی اعمال شود. ساختار حکمرانی دیجیتال شامل کمیته و دفتر حکمرانی دیجیتال و مالکان فرآیند است. فرآیندهای کلیدی آن توسعه سیاستها، مدیریت ریسک، انطباق و گزارشدهی است. برای تکمیل سند تحول دیجیتال میتوان از مدلهای شناختهشده مانند COSO، CoCoG و ORMA استفاده کرد. این مدلها بر عناصر کلیدی نظارت، مدیریت ریسک و تضمین عملکرد تأکید دارند. همچنین، منابعی مانند ISACA و Open Group به سازمانها در پیادهسازی حکمرانی دیجیتال کمک میکنند.
خلاصه:تحول دیجیتال یک ضرورت استراتژیک برای سازمانها در دنیای رقابتی امروز محسوب میشود. قالب تحلیل شکاف تحول دیجیتال ابزاری کارآمد برای ارزیابی وضعیت فعلی سازمان در مقایسه با اهداف دیجیتالی آن است. این قالب شامل بخشهایی همچون خلاصه، اهداف، وضعیت فعلی، شکافها، برنامه اقدام، و نظارت و گزارشدهی است. از طریق آن، سازمانها میتوانند شکافهای موجود را شناسایی کرده و اقدامات لازم را برای رفع آنها برنامهریزی کنند. چکلیست آمادگی تحول دیجیتال نیز به سازمانها کمک میکند تا آمادگی خود را در زمینههایی نظیر رهبری، استراتژی، منابع، فرهنگ، فناوری و مدیریت تغییر ارزیابی کنند. همچنین مدل پذیرش فناوریهای تحولآفرین به سازمان کمک میکند تا میزان آمادگی خود برای بهکارگیری فناوریهای جدید را ارزیابی و برنامه جامعی برای آن تدوین کند. شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIها) نیز معیارهای قابل اندازهگیری برای ارزیابی پیشرفت سازمان در مسیر تحول دیجیتال هستند.
این متن به بررسی تحولات دیجیتال در صنعت تبلیغات محیطی و استراتژیهای مؤثر در استفاده از فناوریهای نوین پرداخته است. تبلیغات محیطی در دنیای مدرن به سمت دیجیتالیشدن و استفاده از دادههای لحظهای میرود. استفاده از بیلبوردهای دیجیتال و تبلیغات تعاملی باعث تقویت ارتباط با مخاطب و بهینهسازی تبلیغات میشود. مدلهای تحلیلی مانند SWOT و PESO برای ارزیابی عملکرد و انتخاب بهترین استراتژیها مؤثر هستند. شرکتهایی مانند JCDecaux و Clear Channel با بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال و تحلیل دادهها، موفق به هدفمند کردن تبلیغات خود شدهاند. رشد بازار تبلیغات محیطی بهویژه با استفاده از دادههای بزرگ و تبلیغات دیجیتال پیشبینی میشود. در نهایت، تحول دیجیتال به برندها این امکان را میدهد که ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کنند و تبلیغات مؤثرتری ارائه دهند.
سال ها است که خط مشی گذاران در کشور ما ، خط مشی گذاری می کنند و خط مشی های آنها اجرا می شود ، ولی به اهداف خود نمی رسند. این سوال مهمی است که نه تنها بایستی پاسخ داده شود بلکه برای یک بار و همیشه بایستی مدلی برای اجرای بهتر ایجاد شود مدلی که در آن سودمندترین دانش ها و شایسته ترین ایده ها مطرح و اجرایی گردد.
دانش سودمند آن است که موجب بهبود معیشت مردم شود و به استفاده بهتر از منابع محدود بینجامد و مزایای بیشتری را به اکثریت آحاد جامعه برساند و لوازم تامین امنیت ، رفاه و آگاهی آنان را فراهم آورد ( ر.ک پورعزت 1387 ، الف 18-21 و 240 ؛ 1387 ، ب، 456)
برای آنکه بانکها بتوانند ارزش پایدار ایجاد کنند و در دنیای رقابتی امروز باقی بمانند، بازسازی پشته فناوری و اولویت دادن به هوش مصنوعی اجتنابناپذیر است. ظهور فناوریهای نوآورانهای مانند هوش مصنوعی مولد (Gen AI) تحولی اساسی در ساختار فناوری ایجاد کرده و نیاز به بازنگری در زیرساختهای قدیمی را بیش از پیش نمایان ساخته است. این فناوریها، با ویژگیهای منحصربهفرد خود، راه را برای آیندهای نوین در صنعت بانکداری هموار میکنند و بانکها را به سمت تحولاتی بزرگ سوق میدهند.
تحقق وزارت خانه حکمرانی دیجیتال و اهداف پیش روپر واضح است که تحقق ساختار وزارت حکمرانی دیجیتال در عصر انقلاب صنعتی چهارم، فرصت ها، چالش ها و تأثیرات فراوانی را برای دولت ها، حاکمیت ها و خصوصا شیوه اداره امور و مملکت داری ایجاد خواهد کرد. یکی از آن تاثیرات، باز طراحی سبک اداره امور و از آن مهم تر بازسازی ساختار اقتصادی است. کلمن (2016) بر این باور است که انقلاب صنعتی چهارم تأثیر جدی ایی بر جامعه و تجارت ها ایجاد می کند چرا که به دلیل محقق شدن تحول دیجیتال در بخش تولید، محصولات و خدمات عصر انقلاب صنعتی چهارم، بسیار متفاوت تر از نمونه های قبلی است. همچنین او معتقد است که، استفاده بیش از حد از رباتیک و هوش مصنوعی، رایانه کوانتومی ، حسگرها و فناوری نانو، میزان اشتغال را به شدت کاهش می دهد و این یک چالش بزرگ برای دولت های آتی است. اما از مهمترین چالش های پیش روی دولت های آتی، کمبود مهارت و کارگران و کارمندان متخصص و آشنا با فناوری های نوظهور است، فن آوری هایی که در نتیجه انقلاب صنعتی چهارم فرصت هایی برای اشتغال برای افرادی با مهارت های مرتبط ایجاد می کند
هوش مصنوعی (AI) بهعنوان یک فناوری تحولآفرین، امروزه در بسیاری از صنایع نقش کلیدی ایفا میکند. با پیشرفتهای سریع در این حوزه، دو رویکرد اصلی به نامهای هوش مصنوعی افقی (Horizontal AI) و هوش مصنوعی عمودی (Vertical AI) پدید آمدهاند. هر یک از این رویکردها دارای ویژگیها، مزایا و محدودیتهای منحصربهفردی هستند که برای نیازهای مختلف طراحی شدهاند. در این مقاله، به بررسی تفاوتها، کاربردها و مزایای هر کدام میپردازیم تا بتوانید بهترین انتخاب را برای کسبوکار خود انجام دهید.
در دنیای پرشتاب امروزی که فناوری به سرعت در حال تحول است، نیاز به ابزارهایی که بتوانند شکاف میان تواناییهای انسانی و قدرت رباتیک را پر کنند، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. کو-باتها یا رباتهای همکار، پاسخی نوآورانه به این نیاز هستند. آنها به گونهای طراحی شدهاند که نه تنها ایمن و قابل اعتماد باشند، بلکه بتوانند در کنار انسانها کار کرده و وظایفی را انجام دهند که هم بهرهوری را افزایش دهد و هم خلاقیت انسانی را حفظ کند. اما چرا این فناوری شکل گرفت و چگونه توانسته است جایگاه خود را در دنیای مدرن پیدا کند؟
هوش مصنوعی در سالهای اخیر پیشرفتهای چشمگیری داشته است، بهطوریکه مدلهای پایهای جدید ژنراتیو تقریباً هر دو و نیم روز معرفی میشوند. با این حال، علیرغم این نوآوریهای سریع، تقریباً نیمی از مدیران ارشد فناوری اطلاعات (CIOها) گزارش میدهند که هوش مصنوعی نتوانسته است انتظارات بازگشت سرمایه (ROI) را برآورده کند. این تناقض چالشی منحصربهفرد برای سازمانها ایجاد میکند: یافتن تعادل میان هیاهو و پتانسیلهای هوش مصنوعی و واقعیت دستیابی به نتایج ملموس.این چالش در کنار فوریت موضوع، اهمیت بیشتری پیدا میکند، چرا که ۷۴٪ از مدیران عامل (CEOها) باور دارند که هوش مصنوعی تأثیر قابلتوجهی بر صنایع آنها در سال ۲۰۲۴ خواهد داشت، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۳ تنها ۵۹٪ بود. بدیهی است که درک و اجرای استراتژیهای هوش مصنوعی از هر زمان دیگری حیاتیتر شده است.