مقدمه: نقدی بر گسست و رکود در ادبیات مدیریت دولتی ایران
در دههای زندگی میکنیم که ادبیات، اقتصاد و فناوری دیجیتال به صورت همافزا جهان را دگرگون ساختهاند؛ اما در فضای دانشگاهی و حکمرانی دولتی ایران، سایه سنگین نظریهها و چارچوبهای متعلق به دهه ۷۰ میلادی و نهایتاً ۲۰۰۰ همچنان حکمفرماست. این ادبیات رسمی به تحولات اخیر بیاعتنا مانده و عمدتاً در دانشگاهها و برنامههای آموزشی کشورهای نظیر ایران، تدریس نمیشود یا اگر میشود صرفاً به عنوان بحثهایی تجمیعی و غیرکاربردی مطرح است. در شرایطی که دولتها و نظامهای حکمرانی چون ایران میان مدیریت دولتی کهنهمدل و مدلهای حکمرانی دیجیتال نیمه شکل گرفته، سردرگماند، شاهدیم مهمترین زیرساختهای کلیدی مثل اینترنت فاقد نهاد صاحباختیار و مسئولیتپذیر است و هر زمان فضای مجازی دستخوش بحران امنیتی شود، رویههای حکمرانی از کنترل دولت خارج و به بازی امنیتی بدل میگردد.
اصرار اساتید بر آموزش خطمشیگذاری و اجرای آن، بدون توجه به اثرات گذشت و بیپایه بودن بسیاری از آموزهها، صرفاً برای رویاپردازی مناسب است؛ نه برای مواجهه با واقعیتهای چندقطبی، پیچیده، متغیر و دادهمحور ایران امروز. تجربه شخصی یک دانشآموخته این حوزه نشان میدهد آموختهها و مدلهای فعلی پاسخگوی مسائل کشور نیست و حتی در زمره اموری بیاثر قرار دارند. بنبست مدیریت دولتی و سکوت علمی از یک سو حیرتآور است و از سوی دیگر اسباب افسوس نسل دانشآموخته را فراهم آورده است. از این رو، ضرورت بازنگری اساسی در ساختار، ماهیت و آموزش مدیریت دولتی به وضوح احساس میشود، تا از تاکید بر آموزههای کلاسیک به سوی مفاهیم حکمرانی، قانون، فناوری و مدیریت در جهان ناشناخته دیجیتال حرکت کنیم.
بخش یک: مرگ ادبیات مدیریت دولتی کلاسیک در عصر دیجیتال
ادبیات مدیریت دولتی در ایران، عملاً یک «زندهمرده» است؛ سایهای از گذشته، بیتحرک و بیپاسخ نسبت به تغییرات بنیادین جهان اطراف خود. این بیماری تنها مختص ایران نیست؛ اما شدت تاخیر و بیتوجهی در بروز کردن مفاهیم در دانشگاهها و خطمشیگذاری نشان از تعمیق بحران دارد.
بنیان نظری مدیریت دولتی عمدتاً بر سه موج استوار بود:
- مدیریت کلاسیک: بوروکراسی وبر، کنترل، سلسلهمراتب؛
- مدیریت دولتی نوین (NPM): کارایی، بازارمحوری، خصوصیسازی؛
- حکمرانی عمومی: شبکهها، چندجانبهگرایی، همکاری دولت و جامعه.
اما از دهه ۲۰۱۰ به بعد، موج چهارم " حکمرانی عصر دیجیتال " ظهور کرد:
پلتفرمها و دادهها قدرت را بازتعریف کردند، مرز دولت و بازار و جامعه مبهم شد، و مدیریت اکوسیستمهای پیچیده جایگزین بوروکراسی شد. ولی دانشگاههای ایران و اساتید همچنان بر مدلهای منسوخ تاکید دارند و سیاستگذاران مردد میان بازی با مدلهای کهنه و نیمه شکلگرفته هستند.
نشانههای مرگ ادبیات کلاسیک در مدیریت دولتی ایران:
- فقدان نهاد مالک و تنظیمگر در این حوزهها (مثال اینترنت)؛
- غلبه منطق امنیتی بر منطق مدیریتی و حکمرانی؛
- فروکاستن خطمشیگذاری به بحثهای انتزاعی، بیارتباط به واقعیت؛
- فاصله عمیق میان نظریه و عمل (Theory–Practice Gap)؛
- تعلل در پذیرش حکمرانی دادهمحور و الگوریتمی.
بخش دو: راهکارهای بازتعریف مدیریت دولتی – عبور از قبرستان نظریههای ناکارآمد
الف) تغییر واحد تحلیل: از دولت به اکوسیستم حکمرانی دیجیتال
مدیریت دولتی باید از دولت به اکوسیستمهای دادهمحور، چندبازیگری و چندمنطقی شود؛ جایی که بازیگران غیررسمی (پلتفرمها، استارتاپها، اپراتورها) نقش اصلی را دارند و داده منبع قدرت و تصمیمگیری است.
ب) حکمرانی چندمنطقی و مقابله با امنیتیسازی بیرویه
باید خطمشیگذاری و آموزش مدیریت دولتی از محور امنیتیسازی بیرویه فاصله بگیرد و نقشهای اقتصادی، اجتماعی، فناوری و حقوقی پررنگ شود. حکمرانی چندسطحی و توزیع مسئولیت نمایانتر گردد.
ج) آموزش و پژوهش، عبور از تدریس رویاپردازانه در دانشگاهها
درسهای مدیریت دولتی باید به این حوزهها ورود کند:
- حکمرانی دیجیتال و پلتفرمی؛
- تنظیمگری فناوری؛
- مدیریت داده و خطمشیگذاری الگوریتمی؛
- اقتصاد سیاسی اینترنت؛
- قانونگذاری و شفافیت دیجیتال؛
- مدیریت پیچیدگی و سیستمهای تطبیقی در شرایط بحرانی (خصوصا برای کشورهای بحران زده ای چون ایران که در نیم قرن گذشته همواره در شرایط حساس کنونی بوده است)
د) ایجاد مرکز تنظیمگری با مسئولیت و اختیارات روشن
کشورهایی که حکمرانی دیجیتال موفقی دارند، یک نهاد مرکزی قدرتمند برای مدیریت و تنظیمگری دارند؛ ایران نیازمند معماری و مسئولیت روشن در این حوزهها است.
جمعبندی: مدیریت دولتی در ایران، تدریس و سرفصل های دانشگاهی آن بایستی دوباره بازتولید شود
تا زمانی که آموزش و پژوهش مدیریت دولتی بر مدار مدلهای کلاسیک و غیرواقعی (رویافروشی دانشگاهی) باقی بماند، تنها اثری که برجای میگذارد خوراکی برای نویسندگان مرثیه و پژوهشگران ناامید خواهد بود. ایران نیازمند بازتعریف مدیریت دولتی در عصر چندقطبی حکمرانی دیجیتال است؛ نه فقط برای مواجهه با بحرانها، بلکه برای بازگشت به حکمرانی واقعی، قانونمداری و حضور موثر در ساز و کارهای جهانی.
تعارف را کنار بگذاریم؛ مدیریت دولتی فعلی، هم در دانشگاه و هم در دولت، مرده است. باید از نو نوشته شود.
مهدی عرب زاده یکتا
13 اردیبهشت 1405
دیدگاه خود را بنویسید